تبلیغات اینترنتیclose
گروه ادبیات فارسی مقطع متوسطه اول

موضوع : | بازدید : 126

نگارش در تاريخ جمعه 8 آبان 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 247

قهرمان ها و ضدقهرمان های شاهنامه را بشناسیم: رستم: مهمترین چهره شاهنامه، محبوب فردوسی و البته ایرانیان، رستم است. در شاهنامه او را بسیار تحویل می گیرند و حتی زایش او را غیر عادی می دانند و می گویند رستم به شکلی که امروز به آن می گویند سزارین (همان رستم زای خودمان) به دنیا آمده. معروف ترین داستان های شاهنامه حول محور رستم است، مثل داستان رستم و سهراب که درباره کشتن فرزند نادیده رستم است یا داستان رستم و اسفندیار که درباره کشتن اسفندیار رویین تن است که با تحریک دیگران قصد کشتن رستم را می کند. هفت خوان رستم و عاقبت دردناک او که کشته شدن به دست نابرادری اش شغا است هم جزو ماجراهای رستم اند. قارن (کارن) فرزند کاوه آهنگر بود و بسیار دلیر، آنقدر که به او می گفتند«قارن رزم زن» به معنی کسی که دائم در حال جنگ است. قارن پهلوان سپاه ایران از فریدون تا کی قباد بود و در حمله اول افراسیاب به ایران تنها مدافع ایران. قارن دختری داشت به نام «ویس» که داستان هایش با رامین را بعدها در منظومه ای عاشقانه به نام «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی نوشته است. بیژن ویژگی اصلی اش به جز دلاوری و پهلوانی، اندکی خیره سری بود! عزیزکرده پدرش گیو هم بود. بیژن با آنکه بسیار دلاور و قوی بود ولی ذهنی عاشق پیشنه و البته نه چندان باهوش داشت، به همین دلیل راحت فریب می خورد. داستان عاشقانه بیژن و منیژه شرح عاشقی بیژن است، آن هم عشق چه کسی؟ منیژه دختر افراسیاب! دشمن قسم خورده ایرانیان. اسفندیار او فرزند پادشاه ایران گشتاسب است. در زمان پدر او، زرتشت ظهور می کند و طی ماجراهایی اسفندیار توسط زرتشت رویین تن می شود. در شاهنامه اسفندیار و رستم چند بار به جنگ هم می روند و عاقبت رستم که پهلوان کهنسالی شده، اسفندیار جوان را شکست می دهد چون توسط سیمرغ می فهمد که چشمان اسفندیار رویین نشده و به این خاطر، تیری به چشمان او می زند و برنده میدان می شود. ضحاک ضحاک نماد شر و نفرت، و ظلم و سیاهی است! پدرش مرداس تازی آدم بدی نبود ولی ضحاک قساوت را تمام می کند، فریب ابلیس (به عنوان شر مطلق) را می خورد و پدرش را می کشد؛ ضحاک وقتی به تخت می نشیند یک بار دیگر هم فریب ابلیس را می خورد و ماردوش می شود و مغز جوانان را می خورد. عاقبت هم با قیام مردمی کاوه و همراهی فریدون کارش به اتمام می رسد. افراسیاب او بزرگترین پادشاه توران است. افراسیاب آنقدر از ایرانیان کینه دارد که به هر بهانه ای به ایران حمله می کند. در اولین حمله اش هم نوذر پادشاه ایران را می کشد و موفق می شود بر تخت شاهی بنشیند. شغاد او قاتل رستم است. شغاد نابرادری رستم و فرزند زال بود اما از مادری که کنیز او بود، متولد شد. او داماد شاه کابل شده بود ولی همیشه به پهلوانی های رستم حسادت می کرد و همین حسادت آخر سر کار دستش داد و شد قاتل رستم. سیمرغ پرنده ای عجیب، با ظاهری که ترکیبی است از بال های عقاب، چهره ای شبیه به سگ یا گرگ و پنجه شیر. وقتی پدر زال با بی مهری فرزندش را رها می کند، سیمرغ او را بزرگ می کند و از آن به بعد سیمرغ راهنمای زال و فرزند او رستم می شود. سیمرغ با انسان ها صحبت می کند، با آتش زدن یکی از پرهایش پیدا می شود و محل زندگی اش هم البرز کوه است. رخش اسب مخصوص رستم. وقتی رستم به سن و سال جنگ رسید هر اسبی سوار می شد، هیچ کدام نمی توانستند وزن او را تحمل کنند اما ناگهان چوپانی پیدا شد که گفت اسبی دارد که قیمتش خاک ایران است و به شرطی اسب را به او می دهد که ایران را از چنگ تورانیان که آن زمان در اشغال افراسیاب بود، آزاد کند. اینگونه رخش شد یار و همدم رستم، تا جایی که بعضی وقت ها حتی جان او را هم نجات می داد. جمشید او اولین پادشاه سراسری ایران است و مربوط به دوران کاملا اساطیری در شاهنامه. او به مردمان نخستین ساخت پوشش ابریشمی و نخی را یاد می دهد. قبل از او مردم در چادر بودند اما او خشت سازی را به آنها آموزش داد. ساخت ابزار جنگ و فلزات گرانبها و حتی معرفی بوهایی مثل عنبر هم کار اوست. جمشید آخر سر با دیوان رام شده اش به پرواز درمی آید و روز پروازش را نوروز خوانده و جشن می گیرد. جمشید به نوعی انسان کامل است و حتی فره ایزدی دارد اما بر اثر غرور فره ایزدی اش از بین می رود. کیخسرو پادشاه آرمانی شاهنامه، کسی که پس از کی کاووس نادان در ایران، به پادشاهی می رسد. شصت سال حکومت می کند و در این مدت به عدل و داد در کشور حکم می راند. تمام بیگانگان را هم بیرون می کند، انتقام سیاوش را می گیرد. آخر سر هم خودش استعفا می دهد و برای عبادت به غاری می رود. کاوه آهنگر آهنگری ساده دل در روزگار ضحاک. زمانی که پسرانش به دستور ضحاک برای خورده شدن مغزهایشان دستگیر شدند، کاوه عصبانی شد و شورید و این مقدمه قیام کاوه شد. کاوه پیشبند چرمی آهنگری خود را بر سر نیزه ای کرد و همان شد علم مخالفت با ظلم ضحاک. وقتی مردم از قیام کاوه آگاه می شوند، دسته دسته به او می پیوندند. در این بین فریدون هم که مترصد فرصتی برای قیام است به کاوه می پیوندد. سهراب فرزند رستم شاهنامه است که از کودکی از پدر دور افتاده و در بزرگسالی به دنبال او به ایران می آید اما آن دو بدون اینکه بدانند چه نسبتی دارند روبروی هم قرار می گیرند و سهراب به دست رستم کشته می شود.

نگارش در تاريخ شنبه 26 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 158

25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد

حکیم ابوالقاسم فردوسی» در سال 329 هجری در «طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود كه ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. فردوسي در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست مي آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدريج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد. 
وي از همان زمان كه به كسب علم و دانش مي پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. او در اين باره می گوبد: 
بسي رنج بردم بدین سال سی 
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند 
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب 
ز باران و از تابش آفتاب

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 228

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 202

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 239

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 258

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 230

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 213

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
موضوع : | بازدید : 269

نگارش در تاريخ جمعه 25 ارديبهشت 1394 توسط گروه ادبیات اندیمشک |
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Blog Skin Edited By IRAN.SC :.